الفيض الكاشاني

160

ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )

باب پنجم : در شناخت عرف عرف دستوريست كه عامه مردمان در ميان خود وضع كرده باشند ، و بر خود لازم و واجب ساخته كه به آن عمل نمايند ، و مخالفت آن را قبيح شمرند ، هر چند عمل به آن ، ناملايم طبع و دشوار باشد . هر يك در مخالفت آن از سرزنش ديگرى انديشد ، و اين دستور مختلف مىباشد به اختلاف ازمنه و بلاد و طوايف ، گاه موافق عقل و شرع و طبع مىباشد و گاه نه ، گاه مقبول مردم فهميده مىباشد و گاه نه . آنچه موافق آن سه و مقبول اين فرقه نباشد ، التزام آن حماقت است مگر آنكه از باب تقيّه و خوف ضرر باشد ، و عرف اگر مشتمل بر غلبه و استيلاى باشد ، آن را سلطنت خوانند و هر اجتماعى را ناچار است از سلطنتى تا جمعيت ايشان نظام گيرد ، و اسباب تعيش ايشان انتظام پذيرد . و فرق ميان شرع و سلطنت آنست كه سلطنت اصلاح جعيت نفوس جزئيه و نظام اسباب معيشت ايشان مىكند تا در دنيا باشند و بس و آن از نفوس جزئيه صادر مىشود كه خطا بريشان رواست . و شرع اصلاح جمعيت كل و نظام مجموع دنيا و آخرت با هم با بقاى صلاح هر يك در هر يك ، پس ناچار به ياد جماعت دهد كه ايشان را باز گشت به عالمى بالاتر از اين عالم خواهد بود كه باقى و جاويد باشد ، و آنكه سعادت حقيقى آنست ، و آنكه آن حاصل نمىشود مگر به گردانيدن رغبت از شهوات